یک مرد جوان انگلیسی رویای فرار از خانواده طبقه کارگر و شغل بیآیندهاش به عنوان دستیار یک مأمور کفن و دفن را در سر میپروراند. یک سری بیاحتیاطیها باعث میشود او برای فرار از مجازات دروغ بگوید. زندگی او به هم میریزد و فرصتی برایش فراهم میشود تا فرار کند و همه چیز را پشت سر بگذارد.