پرسی پس از آزادی از زندان، به شهر کوچک گیلاد میرود تا جایی برای شروع دوباره پیدا کند. او توسط هانا پذیرفته میشود تا در کافهاش، اسپیتفایر گریل، به او کمک کند. حضور پرسی تغییراتی در این شهر کوچک ایجاد میکند؛ تغییری که در برخی باعث ایجاد کینه و ترس و در برخی دیگر موجب رشد و تحول میشود.