داستان درباره گروهی از شناگران مرد و به ویژه دو نفر از آنها و زندگی روزمرهشان است. اولین ملاقات چندان بد نبود، اما طولی نمیکشد که او خود را با دستهای بسته و دهان بستهشده با پارچه مییابد، در حالی که همتیمیهایش دور او حلقه زدهاند و شایعاتی درباره هماتاقیاش به او میگویند.