ویکرام یک دانشجوی مدیریت بیخیال و شاد در یکی از برترین دانشکدههای بازرگانی هند است. او پس از راه اندازی یک کمپین اینترنتی موفق علیه بنیادگرایی افراطی پلیس امنیت اخلاقی در هند، یکشبه به شهرت میرسد. این موضوع باعث میشود استاد دانشگاهش، پروفسور رانجان باتکی، او را برای یک کمپین اینترنتی دیگر به چالش بکشد؛ کمپینی که قرار است از طریق یک انجمن سفالگری غیرانتفاعی برای مردم فقیر ساکن در مناطق تحت نفوذ مائوئیستها در هند پول جمعآوری کند. ویکرام رویاپرداز نمیداند که در آستانه ورود به توطئهای است که جان او و امنیت کشور را به خطر خواهد انداخت. او میان دو جناح فاسد هند یعنی سوسیالیسم و سرمایهداری که هر دو ریشههای عمیقی در این کشور دارند گرفتار میشود. این داستان با الهام از حوادث واقعی بخشهای تاریک و پنهان جامعه هند ساخته شده است.