این داستان آرمان علی است، رانندهای که برای یکی از مدیران ارشد در بمبئی کار میکند. او یک ماه مرخصی میگیرد تا برای دختر نوجوانش که در نزدیکی حیدرآباد زندگی میکند، همسری پیدا کند. وقتی او با تأخیر و پس از سه ماه به سر کار بازمیگردد، کارفرمایش تهدید به اخراجش میکند. اما در نهایت متقاعد میشود که به دلیل تأخیر آرمان علی گوش دهد. داستانی که او تعریف میکند دلنشین، خندهدار و در عین حال تکاندهنده است.