چنس وین، یک ژیگولو و ولگرد، به عنوان همراه یک ستاره سینمای افولکرده به نام الکساندرا دل لاگو به زادگاهش بازمیگردد؛ به این امید که از او برای ورود به دنیای سینما کمک بگیرد. چنس زمانی دچار دردسر میشود که با دوستدختر سابقش، دختر سیاستمدار محلی تام «باس» فینلی، روبهرو میشود؛ کسی که سالها پیش کمابیش او را مجبور کرده بود دخترش و این شهر را ترک کند.