یک باند از قانونشکنان سنگدل پس از یک سرقت مسلحانه خونین در شهری مرزی و کثیف، به سختی فرار میکنند. با وجود یک جایزهبگیر بدنام که سایهبهسایه در تعقیب آنهاست، این جنایتکاران شرور به شدت نیاز به مکانی برای پنهان شدن قبل از تاریکی شب دارند. تقدیر آنها را به خانه خانواده تیلدون میکشاند؛ خانوادهای به ظاهر بیگناه با دو دختر سرکش. با مستقر شدن مردان، بازی موش و گربه بیپروا در طول شب سرد و تاریک آغاز میشود. با آمدن صبح، دیگر هیچچیز مثل قبل نخواهد بود.