وقتی تام متوجه میشود که به سرطان مغز بدخیم و لاعلاج مبتلا شده است، تصمیم میگیرد قبل از اینکه خیلی دیر شود، همسر مناسبی برای همسرش و پدری برای دخترش پیدا کند. تام بدون اطلاع همسرش ولنتاین، یک پروفایل دوستیابی آنلاین برای او میسازد و در این مسیر متوجه میشود که دیگر چیز زیادی درباره او نمیداند. تام تلاش میکند تا ولنتاین را دوباره بشناسد و میفهمد که چرا سالها پیش عاشق او شده بود؛ درست در زمان مناسب برای خداحافظی.