در طول جنگ سال ۱۸۱۲ علیه بریتانیا: ژنرال اندرو جکسون تنها ۱۲۰۰ سرباز برای دفاع از نیواورلئان در اختیار دارد که متوجه میشود ناوگان بریتانیا با ۶۰ کشتی و ۱۶۰۰۰ سرباز برای تصرف شهر در حال رسیدن است. در این وضعیت، جزیرهای در نزدیکی شهر برای هر دو طرف اهمیت استراتژیک پیدا میکند، اما این جزیره محل سکونت آخرین دزد دریایی بزرگ یعنی ژان لافیت است. اگرچه لافیت هرگز به کشتیهای آمریکایی حمله نمیکند، اما فرماندار به دلیل فروش کالاهای بدون مالیات از او متنفر است و شهروندان به همین دلیل او را دوست دارند. با نزدیکتر شدن نبرد بزرگ، لافیت میان دو جبهه قرار میگیرد. قلب او متعلق به آمریکاست، اما افرادش او را تحت فشار میگذارند تا به جبههای بپیوندد که شانس بیشتری برای پیروزی دارد.