مری هنری در پی اتفاقاتی مرموز، به تنها بازمانده یک تصادف رانندگی مرگبار تبدیل میشود. او برای پشت سر گذاشتن این حادثه، به یوتا نقلمکان میکند و به عنوان نوازنده ارگ در یک کلیسا مشغول به کار میشود. اما شروع دوباره او با دیدن تصاویری وهمآلود از مردی شیطانی مختل میشود. با افزایش دفعات این توهمات، مری خود را مجذوب یک شهربازی متروکه در حومه شهر میبیند؛ شهربازی عجیبی که شاید راز گذشته تراژیک او را در خود داشته باشد.