مایک لاکن یکی از اعضای اصلی یک گروه از جاسوسان مستقل است. بخش عمدهای از کار آنها برای سازمان سیا است و در حین انجام یکی از ماموریتها، یکی از دوستانش به او خیانت کرده و به آرنج و زانوی او شلیک میکند. ماموریت او که محافظت از یک شخص بود شکست میخورد. او تقریباً فلج میشود، اما با استفاده از آتلهای مخصوص دوباره توانایی حرکت به دست میآورد. مایک، بیش از هر چیز برای انتقام، به دنبال دوست سابق خود میرود.