یک محیطبان خانوادهاش را به دریاچه آرام منتقل میکند، جایی که پیش از این محل حملات مرگبار تمساحها بوده است. اهالی محلی به او اطمینان میدهند که تمساحها رفتهاند، اما پسر کوچک و بازیگوش او چند بچه تمساح پیدا میکند و شروع به غذا دادن به آنها میکند. آنها به سرعت به تمساحهای بالغ و بسیار بزرگی تبدیل میشوند و به خانواده محیطبان و شهر مجاور حمله میکنند.