داستی ریورز، رنجر تگزاسی، در دهه ۱۸۸۰ در جستجوی ژاک کوربو که به جرم قتل تحت تعقیب است، به کانادا سفر میکند. او خود را در میان شورش ریِل مییابد، جایی که متیها (افرادی با تبار فرانسوی و بومی) و بومیان خواستار یک کشور مستقل هستند. داستی عاشق پرستاری به نام اپریل لوگان میشود که جیم برت، پلیس سوارهنظام نیز به او علاقه دارد. برادر اپریل با لووت، دختر کوربو درگیر رابطه است که این موضوع در طول نبردهای میان شورشیان و پلیسهای سوارهنظام باعث دردسر میشود. با وجود همه اینها، داستی مصمم است کوربو را به تگزاس بازگرداند (و اگر بتواند، اپریل را هم با خود ببرد).