در بوستون دوران پیوریتنها، هستر پرین خیاط و کشیش مهربان آرتور دیمزدیل عاشق یکدیگر میشوند. پس از آنکه دیمزدیل مجبور میشود مدتی به انگلستان برود، در بازگشت متوجه میشود که هستر فرزندشان را به دنیا آورده و مورد سرزنش و غضب شدید جامعه محلی قرار گرفته است.