احمد، پسر دیانا و شیخ احمد بن حسن، عاشق یاسمین میشود؛ رقصندهای که در گروه معرکهگیران پدرش کار میکند. او و احمد مخفیانه با هم دیدار میکنند تا اینکه یک شب پدر یاسمین و گروهش، پسر شیخ را اسیر کرده، شکنجه میدهند و برای آزادیاش درخواست فدیه میکنند.