در پسزمینه نظام طبقاتی خشک وین، نیکی که یک اشرافزاده و افسر ارتش است، مجذوب میتزی روستایی میشود، هرچند میداند این رابطه دوامی نخواهد داشت. او با تسلیم شدن در برابر فشارهای خانوادگی، در نهایت از میتزی دست میکشد تا با سسیلیا، وارثی که از نظر اجتماعی مقبولتر اما معلول است، ازدواج کند. میتزی نیز دلشکسته میشود و باید به ازدواج با قصاب بددهنی به نام شانی ابرله تن دهد.