در سال ۱۹۱۸، یک چوپان و شکارچی ساده مغول توسط یک تاجر پوست سرمایهدار اروپایی فریب میخورد. او پس از درگیری با تاجر، از ایستگاه تجاری طرد شده و به تپهها فرار میکند. در سال ۱۹۲۰ او به یک پارتیزان شوروی تبدیل شده و به مبارزه علیه ارتش اشغالگر بریتانیا کمک میکند. با این حال، او توسط بریتانیاییها دستگیر میشود. پس از تیراندازی به او، ارتش تعویذی پیدا میکند که نشان میدهد او از نوادگان مستقیم چنگیز خان است. آنها که او را زنده مییابند، مداوایش کرده و قصد دارند از او به عنوان رهبر یک حکومت دستنشانده استفاده کنند. بدین ترتیب این شکارچی به قدرت میرسد، اما در نهایت، این «آلت دست» در فورانی از خشم علیه اربابانش میشورد.