میشل، نقاش بدهکار، از شنیدن خبر برنده شدن یک میلیون فلورین در قرعهکشی هلند غرق در شادی میشود؛ اما بلافاصله متوجه میشود که دوستدختر مهربانش، بئاتریس، کت او را که بلیت برنده در آن بوده به یک دزد خردهپای پیر بخشیده است. به زودی میشل، بئاتریس و رقیب هنری میشل، پراسپر، در خیابانهای پاریس به دنبال کت مفقودشده میافتند.