جان و مری سیمز شهرنشینانی هستند که از بحران مالی بزرگ ضربه سختی خوردهاند. آنها از روی شجاعت (و ناامیدی مطلق) به روستا فرار میکنند و با کمک کارگران دیگر، یک جامعه کشاورزی و یک خردهجامعه سوسیالیستی را بنا میکنند. این جامعه نوپا با سختیهای بسیاری از جمله خشکسالی، راکونهای وحشی و بازوی بلند قانون روبرو میشود، اما در نهایت با اتحاد به یک آرمانشهر مبتنی بر نان دست مییابند.