یک سگ اسباببازی پارچهای تازه دوخته شده است که صدای کودکی را میشنود که پرتقال میخواهد. مادر کودک توضیح میدهد که پولی ندارند و نمیتواند پرتقال بخرد. سگ به همراه جعبهای پر از اسباببازیهای دیگر برای فروش بستهبندی میشود، اما به زودی سر از خیابان درمیآورد. سگ یک پرتقال از دکه کنار خیابان برمیدارد و امیدوار است آن را برای کودک به خانه ببرد. اما آن شب، پیش از آنکه سگ بتواند به خانه کودک بازگردد، باید با مجموعهای از ماجراهای عجیب و ترسناک روبرو شود.