پگی مارتین، دختر یک بازرگان ثروتمند آمریکایی، پدرش را متقاعد میکند تا قلعهای جنزده در اسکاتلند را از دونالد گلوری بخرد. وقتی قلعه قطعهقطعه شده و به فلوریدا منتقل میشود، روح قلعه نیز همراه آن میرود. دونالد و پگی عاشق هم میشوند، اما حضور این روح ناآرام دردسرساز میشود و آنها باید راهی برای آرام کردن این شبح دامنپوش پیدا کنند.