داستان زندگی یک شیاد جذاب با دیالوگهای اندک و روایت طنزآمیز کارگردان و بازیگر نقش اول. او در کودکی، تنها کسی است که از یک تراژدی خانوادگی جان سالم به در میبرد؛ چرا که به خاطر دزدی، از خوردن شام (قارچهای سمی!) محروم شده بود. او نتیجه میگیرد که نادرستی پاداش دارد. در طول سالها جرم و ماجراجویی، دو زن مدام در زندگیاش ظاهر میشوند: یک سارق جواهرات بلوند و یک قمارباز برونت خیرهکننده. در نهایت، او با شاربونیه مرموز ملاقات میکند که جانش را در جنگ جهانی اول نجات داده بود.