اگبرت سوسه زمانی که یک سارق بانک روی نیمکتی که او نشسته سکندری میخورد، به قهرمانی غیرمنتظره تبدیل میشود. او که حالا شجاع تلقی میشود، شغلی به عنوان نگهبان بانک میگیرد. به زودی شیادی به نام واتربروی برای خرید سهام یک شرکت معدنی به او نزدیک میشود. اگبرت تحویلدار بانک را متقاعد میکند تا پولی به او قرض دهد، اما بازرس بانک ناگهان از راه میرسد.