جری فلین، تهیهکننده برادوی، پس از چند شکست پرهزینه، مشتاق است تا دوباره جادو را زنده کند و تماشاگران را بازگرداند. یک شب در بیرون از تئاتر خود، فلین با پسر جوانی ملاقات میکند که ممکن است نجاتدهنده او باشد. پسرک در داخل یک جعبه کوچک، مایه افتخار و شادی خود را به فلین نشان میدهد: کرم ابریشمی به نام کرلی که با آهنگ «بله قربان، این عشق منه» میرقصد. خبر این رقصنده شگفتانگیز و بااستعداد به سرعت پخش میشود و این کرم ابریشم به نماد امید برای آمریکای دوران جنگ تبدیل میشود. به زودی، پیشنهادهای زیادی برای بهرهبرداری مالی از این حشره جنجالی سرازیر میشود.