مارتا هانسون، مهاجر نروژی، با دستی محکم اما مهربان، خانوادهاش متشکل از چهار فرزند، شوهری فداکار و یک مستأجر تحصیلکرده را که هر شب برای خانواده ادبیات بزرگ میخواند، اداره میکند. مارتا در طول بحرانهای مالی، بیماریها و پیروزیهای کوچک زندگی روزمره، خوشبینی و شوخطبعی خود را حفظ میکند؛ ویژگیهایی که آنها را به دخترش کاترین که آرزوی نویسندگی دارد، منتقل میکند.