ویرجینیا کانینگهام با پیدا کردن خود در یک بیمارستان روانی، بدون اینکه خاطرهای از ورودش به این موسسه داشته باشد، گیج و سردرگم میشود. او که با توهمات شکنجه میشود و حتی قادر به شناسایی شوهرش، رابرت، نیست، توسط دکتر مارک کیک تحت درمان قرار میگیرد که مصمم است به ریشه بیماری روانی او پی ببرد. با پیشرفت درمان او، فلاشبکها رویدادهایی را در زندگی ویرجینیا نشان میدهند که ممکن است در بیثباتی روانی او نقش داشته باشند.