دن بردی، مکانیک جوان خودرو، ۲۰ دلار از صندوق محل کارش برمیدارد تا با زنی فریبنده به نام ورا نواک قرار بگذارد. بردی قصد دارد پول را قبل از اینکه کسی متوجه شود سر جایش بگذارد، اما حسابدار تعمیرگاه زودتر از موعد مقرر از راه میرسد. در حالی که بردی برای پوشاندن شواهد سرقت کوچک خود دستوپا میزند، خیلی زود خود را در حال سقوط در شن روان و رو به وخامت جرم و جنایت میبیند.