در دهه ۱۸۸۰ در ژاپن، مبارزه زنان برای برابری با شدت ادامه دارد. ایکو هیرایاما، اوکایاما را به مقصد توکیو ترک میکند؛ جایی که به حزب نوپای لیبرال کمک میکند و عاشق رهبر آن، کنتارو اوموی میشود، درست در زمانی که دولت در حال انحلال این حزب است.