پس از کشته شدن برادرش به دست یک باند بدنام از زنان دزد دریایی، موراگ زندگی خود را وقف اجرای عدالت و مجازات قاتلان میکند. او به زودی به یکی از اعضای مهم این باند تبدیل شده و وفاداری اعضای کلیدی را به دست میآورد. در نهایت، او اقدام خود را آغاز کرده و رهبر آنها را که یک نیمهخدا معروف به «دختر خورشید» است، به چالش میکشد.