جانت فروبیشر، نویسنده داستانهای جنایی و معمایی، در خانهای منزوی زندگی میکند و سالهاست که از شوهر تبهکار خود جدا شده است. او عاشق نامزد منشی خود شده است و وقتی همسر سابقش به طور غیرمنتظرهای بازمیگردد، جانت به او سم میدهد. اما درست زمانی که میخواهد جسد را سر به نیست کند، یکی از همدستان تبهکار شوهرش نیز از راه میرسد.