در حالی که همسر آندره، کاترین، در حال نهایی کردن طلاقشان است، آندره که یک مرد زنباره و هوسباز است، آخرین صید خود یعنی پاتریشیا، صمیمیترین دوست کاترین را برای شام دعوت میکند. در طول شب، آندره تمام تاریخچه روابط عاشقانه خود را از زمان ورودش به لندن در جوانی بازگو میکند؛ از جمله روابطش با رئیس سابقش، دختری جوان که به دنبال ازدواج بود و یک زن فرانسوی مهربان.