در دفتر اطلاعات ارتش ایالات متحده، ستوان دستوپاچلفتی، پیتر استرلینگ، پیامی رمزگذاریشده از دوستش فرانسیس که یک قاطر سخنگو است دریافت میکند. این یادداشت از پیتر میخواهد که سریعاً خود را به پایگاه نیروی دریایی کورونادو در کالیفرنیا برساند، جایی که فرانسیس قرار است به عنوان اموال مازاد فروخته شود. پیتر به سمت ایستگاه قطار میدود، اما قبل از اینکه بتواند سوار شود، پرستاری به نام بتسی دانیون او را با برادر موجگرفتهاش، ملوان نیروی دریایی اسلیکر دانیون، اشتباه میگیرد. او سعی میکند به زور لباس فرم پیتر را درآورد تا او به خاطر جعل هویت یک افسر ارتش دچار دردسر نشود. در نهایت او متوجه میشود که پیتر، اسلیکر نیست بلکه فقط شباهت ظاهری بینظیری به او دارد.