استاخ نوجوان سرکشی است که در فقر و فلاکت در حومه ورشوی تحت اشغال نازیها زندگی میکند. او با هدایت یک سازماندهنده کمونیست دلسوز، با نیروهای مقاومت زیرزمینی و همچنین با دختری زیبا به نام دوروتا آشنا میشود. او به زودی درگیر تلاشهای خطرناک برای مبارزه با ظلم و بیعدالتی میشود و با پذیرفتن مسئولیت جان دیگران، به بلوغ میرسد.