همکاران اوی در کارخانه پیراهندوزی نظامی و ناتوانی نامزد احتمالیاش در بوسیدن، او را ترغیب میکند تا نامهای را درون یک پیراهن سایز شانزده و نیم برای یک سرباز ناشناس بگذارد. این نامه به دست «ولف» لارسون میرسد که بلافاصله آن را دور میاندازد، اما دوست حساس، رویاپرداز و کوتاهقدش، جان مکفرسون، آن را برمیدارد و با تظاهر به اینکه ولف است، مکاتبه با اوی را آغاز میکند. اما وقتی اوی میخواهد سرباز قدبلند و خوشتیپ خود را ملاقات کند، اوضاع پیچیده میشود؛ و حتی پیچیدهتر میشود وقتی ولف اوی را میبیند و از او خوشش میآید.