در اواخر دهه ۱۹۳۰، ستون هالیوودی شیلا گراهام به دلیل لحن تند و گزندهاش به سرعت محبوب میشود. او در یک مهمانی با نویسنده معروف، اف. اسکات فیتزجرالد ملاقات میکند و این دو رابطه پرشوری را آغاز میکنند. اسکات از اینکه نوشتههایش دیگر خریدار ندارد ابراز تاسف میکند و وقتی از کار فیلمنامهنویسی اخراج میشود، به نوشتن و نوشیدن شدید روی میآورد. به زودی رفتار مداخلهجویانه و بیثبات او، رابطه آنها و حرفه شیلا را به خطر میاندازد.