یک روز کشیشی که در یک ماموریت مخفی به سر میبرد، وارد شهر کوچکی میشود. او یکی از اعضای دادگاه تفتیش عقاید است که برای تحقیق درباره فعالیتهای یک آسیابان محلی فرستاده شده است. آسیابان و پسرش از نوادگان خانوادهای قدیمی هستند که خانه اجدادیشان یک قرن پیش سوخت، اما از نو ساخته شد. آسیابان بخش زیادی از دانش خود را درباره زمین، آب و استحکام بنا از نسلهای گذشته خانوادهاش به ارث برده است. شهرت او در پیدا کردن آب و پیشبینی زمان فروریختن سازهها توجه تفتیش عقاید را جلب کرده است؛ آنها مطمئن هستند که او باید با شیطان دست به یکی کرده باشد.