روت یکی از دو زن موآبی است که با پسران الیملک و نائومی ازدواج میکند. وقتی الیملک و پسرانش، محلون و کلیون، از دنیا میروند و نائومی را با دو عروس بیوه تنها میگذارند، نائومی تصمیم میگیرد به اسرائیل بازگردد. یکی از عروسها به نام عرفه با او خداحافظی میکند، اما عروس دیگر یعنی روت میگوید که هرگز او را رها نخواهد کرد.