رودولفو و پتریتا هر کدام در بخشهای مجزایی از یک مادرید مخروبه زندگی میکنند و به دنبال خرید یک آپارتمان کوچک هستند. متاسفانه حقوق ناچیز آنها مانع از خرید خانه میشود. به زودی همکاران رودولفو به او اصرار میکنند تا با دونیا مارتینای پیر و رنجور، مستاجر اصلی آپارتمانی که رودولفو در آن اقامت دارد، ازدواج کند. طبق قانون کنترل اجارهبها در اسپانیا، او میتواند اجارهنامه را از همسرش به ارث ببرد. به این ترتیب، تردیدها و نگرانیهای او و پتریتا آغاز میشود.