در رومانی قرن هجدهم، رین که یک موجود دورگه انسان و خونآشام است، پس از گذراندن بخش زیادی از زندگی خود در یک سیرک سیار، فرار میکند و نقشهای برای نابودی پدرش، کیگان، پادشاه بدذات خونآشامها میکشد. وقتی سه شکارچی خونآشام او را پیدا میکنند، او موفق میشود آنها را متقاعد کند که از جانش بگذرند و به هدف او بپیوندند. اما نابود کردن خونآشام قدرتمندی مانند کیگان کار آسانی نخواهد بود.