دومنیکو که خانوادهاش درگیر مشکلات مالی سختی هستند، از شهر کوچک خود به میلان ایتالیا میرود تا به جای ادامه تحصیل، شغلی پیدا کند. کمبود گزینهها او را مجبور میکند تا به عنوان نامهرسان در یک شرکت بزرگ مشغول به کار شود، به این امید که به زودی ارتقا یابد. در آنجا، دومنیکو با آنتونیتا آشنا میشود؛ زن جوانی که در شرایطی مشابه او قرار دارد. این دو رابطهای آزمایشی را آغاز میکنند، اما ماهیت بیروح شغلهایشان تهدیدی برای جدایی آنهاست.