در دهه ۱۹۴۰ در سائوپائولو، پدرو مامور میشود تا برادر دورافتادهاش، آندره را بازگرداند. خروج آندره از خانه ناشی از پدری سلطهجو، مادری بیش از حد مهربان و حسادت پدرو به تبعیض پدر است. آنچه مسائل را پیچیدهتر میکند، رابطه غیرمتعارف آندره با خواهرشان، آنا است.