دنیس هاپکینز خلبانی است که به همراه همسر باردارش والری زندگی راحتی دارد. وقتی یک باند تبهکار به سرکردگی ریکی بارنز سادیست به خانه او هجوم میبرند، دنیس برای محافظت از همسر و فرزند متولدنشدهاش هر چه میخواهند به آنها میدهد، اما ریکی شرور والری را به قتل میرساند. نوزاد نجات مییابد و بارنز بعداً دستگیر و به حبس ابد در زندان امنیتی سالن وو محکوم میشود. دنیس خودکشی خود را جعل میکند و سپس به یک خودروی پلیس حمله میکند تا دستگیر و به همان زندان فرستاده شود تا ریکی بارنز را پیدا کند و بکشد. او نام واقعی خود را فاش نمیکند و زندانیان و نگهبانان او را جان «وات» صدا میزنند. دنیس از زندانهای متوالی فرار میکند تا در نهایت به سالن وو منتقل شود. وقتی او به هدفش میرسد، ریکی بارنز ترتیب یک رویارویی را میدهد، اما اوضاع آنطور که دنیس انتظار داشت پیش نمیرود.