رم، ۱۹۲۹. خیاط پاپ، تنها پسرش نلو را که مردی ۳۵ ساله و مجرد است به بولونیای آزادتر میفرستد به این امید که همسری پیدا کند. نلو که ذهنش سرشار از ایدههای عشق رمانتیک برگرفته از شعر کلاسیک است، عاشق آنجلا میشود؛ زن نابینای زیبایی که تنها برای به دست آوردن دوباره نامزدش با نلو همراهی میکند.