فیلم درباره مردی است که روزش از بد به بدتر تبدیل میشود؛ ابتدا از شغل رویاییاش در بانک اخراج میشود و سپس نامزدش سارا او را ترک میکند. جک، صمیمیترین دوست دیوید، سعی میکند او را متقاعد کند که این اتفاقات به صلاح اوست، اما با ورود سرقتهای بانکی و میلیونها دلار پول به این روز جهنمی، همه چیز برعکس پیش میرود.