یک روز مارک تصمیم میگیرد از روی هوس، سبیلی را که در تمام دوران بزرگسالیاش داشته بتراشد. او با صبوری منتظر واکنش همسرش میماند، اما نه همسرش و نه دوستانش متوجه این تغییر نمیشوند. عجیبتر اینکه وقتی خودش موضوع را به آنها میگوید، همگی اصرار دارند که او هرگز سبیل نداشته است. آیا مارک دارد دیوانه میشود؟ آیا او قربانی یک توطئه پیچیده شده است؟ یا چیزی در نظم جهان به شدت به هم ریخته است؟