مارنی ۲۳ ساله که مطمئن نیست در مرحله بعدی زندگیاش چه کار کند، تمام تلاش خود را به کار میگیرد تا مسیر زندگی پس از دانشگاه را پیدا کند. او که هنوز طوری مهمانی میگیرد که انگار فردایی وجود ندارد، به سختی خود را برای کار موقت و کسلکنندهاش از تخت بیرون میکشد و نمیتواند تصمیم بگیرد که آیا با اصرار روی رابطه با صمیمیترین دوستش الکس که به نظر میرسد علاقهای به او ندارد، وقتش را تلف میکند یا خیر.