یک سال پس از از دست دادن پسرشان دیوید، ایو گود و همسرش ریموند گود، یتیمی به نام ایتن اسنو و خواهر نوجوانش ابی اسنو را به سرپرستی پذیرفته و آنها را به عمارت خود در نزدیکی یک دریاچه میآورند. ابی در خانه جدید با مشکلات سازگاری مواجه میشود و با ایو که مشخص میشود زنی پریشاناحوال و ناپایدار است، درگیر میشود. وقتی ایتن بیمار میشود، ابی تلاش میکند با دوستشان، کارآگاه بن کاک تماس بگیرد و متوجه میشود که او و برادرش در خانه گرفتار شدهاند.