داستان دلهرهآور تلاشهای یک مرد جوان و روانپریش برای به دست آوردن محبت یک زن جوان بیخبر از همه جا. وقتی داگ برای اولین بار ایمی را میبیند، بلافاصله عاشق او میشود و شروع به زیر نظر گرفتن تمام حرکاتش میکند؛ تا جایی که در آپارتمان او دوربینهای جاسوسی نصب میکند. با این حال، با تبدیل شدن شیفتگی او به یک وسواس فکری، دیگر تنها تماشا کردن او را راضی نمیکند.