اسوند و بیارنه برای یک قصاب در شهری کوچک در دانمارک کار میکنند. آنها که از تکبر رئیس خود به تنگ آمدهاند، تصمیم میگیرند مغازه قصابی خودشان را راه بیندازند. پس از شروعی ناامیدکننده، حادثه ناگواری رخ میدهد که با یک سفارش بزرگ گوشت همزمان میشود. یک تصمیم عجولانه به تصمیمی دیگر منجر میشود و به زودی کسبوکار رونق میگیرد. در این میان، بیارنه باید با برادر دوقلویش که پس از یک تصادف وحشتناک رانندگی سالهاست در کما به سر میبرد، دستوپنجه نرم کند.