اریک ۱۴ ساله در طول تابستان و در حالی که مادرش بر اثر سرطان در حال مرگ است، فرستاده میشود تا با برادر بزرگترش، هنری، زندگی کند. هنری شروع به معاشرت با اوا میکند که همسر برا است. چند روز پس از آنکه اوا با سر و وضعی کتکخورده و زخمی ناشی از درگیری با برا ظاهر میشود، جسد برا در یک پارکینگ نزدیک پیدا میشود.